مؤلف مجهول
22
تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )
به سمع جمع امم رسيد ، در ماتم او حنين از چرخ برين تجاوز مىنمود . صاحب ديوان اعظم شمس الدين رحمة اللّه عليه اين بيت انشاد فرمودند : لما رايت خروج الترك من سبا * مغافضا مالهم عقل و لا دين انشدت مكتئبا ما قيل فى قدم * مضى سليمان و انحل الشياطين « 1 » معين الدين پروانه از مريدان مولانا بود ، كه بيشترين مكتوبات مولوى كه محفوظ مانده خطاب به اوست ، زيرا وى با مقام و اعتبارى كه داشت همواره مىتوانست به يارى نيازمندان بشتابد . مولوى على رغم دوستى با پروانه ، بارها وى را به خاطر رفتار ناشايستش ، چه به طور زبانى و چه در شكل نامه سرزنش مىكرد . يك بار كه مولانا به سماع مشغول بود ، او با يكى از كسانى كه به ديدارش آمده بود ، صحبت همىداشت ، در نتيجه مولانا غزل سرزنشآميزى سرود . ( در اصل او را به سبب روش منافقانه و غيرقابل اطمينان بودنش ملامت مىكرد . ) « 2 » نقل كردهاند كه پروانه ، روزى به ديدن مولانا رفت و از او خواست كه وى را نصيحت دهد . مولوى گفت : « مىشنوم كه قرآن را ياد گرفتهاى ؟ گفت : آرى . ديگر شنيدم كه جامع الاصول احاديث را از خدمت شيخ صدر الدين سماع كردهاى ؟ گفت : بلى . گفت : چون سخن خدا و رسول خدا را مىخوانى و كما ينبغى بحث مىكنى و مىدانى و از آن كلمات پندپذير نمىشوى بر مقتضاى هيچ آيتى و حديثى عمل نمىكنى ، از من كجا خواهى شنيدن و متابعت نمودن ؟ « 3 » » معين الدين پروانه علاوه بر مولانا ، سخت مجذوب صدر الدين قونوى شاگرد گزيده ابن عربى ، و فخر الدين عراقى شاعر و عارف بزرگ و شارح آراء ابن عربى نيز بود . به طوريكه خانقاه كوچكى در توقات براى او ساخت . عراقى پس از مرگ پروانه از آناطولى به سوريه كه در آن هنگام از نظر سياسى با ثباتتر از آناطولى بود ، رفت و در همانجا به سال 688 ه . ق درگذشت و در جوار مقبرهء ابن عربى به خاك سپرده
--> ( 1 ) . ابن بىبى ، الاوامر العلائيه فى الامور العلائيه ، ص 684 . ( 2 ) . شيمل ، همان كتاب ، ص 50 . ( 3 ) . افلاكى ، مناقب العارفين ، ج 1 ، ص 165 .